ღ امیرحسین شیرینی زندگی ما ღ

ღ امیرحسین شیرینی زندگی ما ღ

زيرا امروز ميدانم كه لحظه های رفته وخاطره های كوچك،به راحتی فراموش ميشوند

 و نميخواهم كه فردا از شيرينی دنيای كودكی ات بی خبر باشی

چون دوستت دارم ...

و اما روزی اين كتاب بزرگ را به دست خودت ميسپارم ... 


 
آن روز كه صدايت طنين مردانگی دارد، آن روز كه در نگاهت بهار جوانی موج ميزند٬

 تا اين شاخه های اقاقی را از آن پس٬تو بپرورانی.... 

          کسی که لحظه ٬لحظه های زندگیت را هرگز فراموش نخواهد کرد  

 

لینک صوتی (  د د د د )گفتن گل پسری

http://s4.uploadbaz.com/files/1/u7pz0k0z9x06xs/aaa1.mp3

برای دیدن عکس های تولد سالگی امیرحسین

 

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید   

 


برچسب‌ها: تولد امیرحسین تولد زنبوری تولد 1 سالگی با تم زنبور
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ساعت 2:46 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ |

 

سلام زندگی عمه 

روزچهارشنبه یکم مهر اولین روز شروع مدرسه بود و مثل بقیه بچه ها صبح بیدار شدی و به اتفاق مامانی راهی شدی. روزای اول به سختی مامانی ازت جدا میشد و میخواستی توکلاس  همش کنارت باشه .

 

با گذشت چند هفته هنوز عادت نکردی به راحتی صبح ها از خواب بیدار بشی . همش بهانه میاری که خسته ایی و خوابت میاد و میخوای بیشتر بخوابی 

 

اولین سوره ایی که حفظ کردی کوثر بود . سوره  ی توحید و ناس هم یاد گرفتی . هر هفته چندتا شعر ، لغت انگلیسی رو یاد میگیری . خداروشکر حافظه و دقت خوبی داری عزیزم 

 

واای وااای از مشق نوشتنات امیر حسین . موقع مشق نوشتن همش حرف میزنی . تا مدادت به دفتر نزدیک میشه یه چیزی یادت میاد که تعریف کنی. یعنی به معنای واقعی جیگرمون رو خون میکنی تا 5 خط بنویسی

 

خداروشگر بعد از گذشت چندماه خیلی خوب شدی و خانم مربیتونو خیلی دوست داری و پیشرفت خوبی داشتی توی درسات 

 

 

 

**********************

**********

************

*****

*******

اینم مبینا جونم 

******

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۰۷ساعت 23:0 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

سلام امیرحسین و مامان جونم 

خوبید گل های عمه ؟!

 

هجدهم از مشهد برگشتیم ، خیلی خیلی خوش گذشت .هم به شماها و هم به ما...

امیرحسین جونم با بابارضا و عمو محمد رفتی موجهای آبی . خیلی بهت خوش گذشت و دوست داشتی....

 

توی سفرهمش با بابا مهدی بودی و ازش جدا نمیشدی . بیرون رفتناتونم باهم بود ...

 

ماهانم جونم شماهم مثل داداشی توی مشهد راه رفتی و اولین قدم های زندگیتو توی حرم متبرک امام رضا برداشتی .ان شاالله تا همیشه قدمت هات پرخیر و برکت باشه .....

 

ماهانم روز 9 مرداد مصادف که با تولد بابا مهدی مصادف بود دندون در آوردی و یکی از دندونای جلو نوک زده بود و یکی دو روز بعد دندون کناریش هم سفیدیشو نشون داد

 

 

 

امیرحسین جدیدا میونه ی خوبی با عکس گرفتن نداری و خیلی اذیت میکنی 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

  

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۲ساعت 13:14 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

Design By : عاشق بچه تپل