ღ امیرحسین شیرینی زندگی ما ღ

ღ امیرحسین شیرینی زندگی ما ღ

زيرا امروز ميدانم كه لحظه های رفته وخاطره های كوچك،به راحتی فراموش ميشوند

 و نميخواهم كه فردا از شيرينی دنيای كودكی ات بی خبر باشی

چون دوستت دارم ...

و اما روزی اين كتاب بزرگ را به دست خودت ميسپارم ... 


 
آن روز كه صدايت طنين مردانگی دارد، آن روز كه در نگاهت بهار جوانی موج ميزند٬

 تا اين شاخه های اقاقی را از آن پس٬تو بپرورانی.... 

          کسی که لحظه ٬لحظه های زندگیت را هرگز فراموش نخواهد کرد  

 

لینک صوتی (  د د د د )گفتن گل پسری

http://s4.uploadbaz.com/files/1/u7pz0k0z9x06xs/aaa1.mp3

برای دیدن عکس های تولد سالگی امیرحسین

 

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید   

 


برچسب‌ها: تولد امیرحسین تولد زنبوری تولد 1 سالگی با تم زنبور
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ساعت 2:46 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ |

 

سلاااام عشقای خودم

ببخشید که یه مدته فرصت نمیکنم وبلاگ رو آپ کنم . اخه یه مدته شاغل شدم و کارم تا مرداد ماه ادامه داره و سیستم در دسترسم نیست.

امیرحسین و ماهان جونم همه حرفا و کاراتونو  یادداشت کردم که سر فرصت اینجا ثبتشون کنم .

 

قربوووووووووووووووووووون جفتتون بشم که یکی از اون یکی عسلی تره

 

عاشــــقــــتونم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۶ساعت 20:48 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

4سال و 5 ماهگی عشقم مبااااااارک 

 

دوستت دارم زیااااااااد امیرحسین

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۵ساعت 20:47 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

4سال و 5 ماهگی عشقم مبااااااارک 

 

دوستت دارم زیااااااااد امیرحسین

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۵ساعت 20:46 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

 

 

 

       نفس جونم سلام

                 4 سال و 4 ماه و 4 روزگیت مبـــارک

 

ماهان جونم 3 ماهگیــت مبــارک

 

10 شب آخـــر ماه صفر روضه مردونه داشتیــم .تو این شبا پسـرخوبی بودی و به مداحی کــردن علاقه پیدا کردی 

 

داداشی رو خیــلی دوست داری . همیشه محکم بغلش میــکنی و میگی داداشی چته گلیــه ( گریه ) میکنی 

 

تاالان که 4 سال و 4 ماهه شدی هنوز تشخیص رنگ ها واست سخته و هرکاری میکنیم یاد نمیگیری

 

اما طعم و مزه ها رو خوب یاد گرفتی . ترش و شیرین .تلخ 

 

به درست کردن کاردستی خیلی علاقه داری .همیشه موقع تشویق کردنت بهت قول درست کردن کاردستی رو میدم و تو هم با استقبال زیاد قبول میکنی 

 


 

••••••

 

••••••

••••••

عینک زدی گفتی اینجوری خوستیپ تلــم

••••••

 امیــرحسین عربوو

 

••••• 

و اما ماهان جونم 

 

ماهان پسری نازک دل و حساسی هستی و زود خستت میشه و زود هم گریه میکنی و اشک از چشت سرازیر میشه 

 

10 آذر ختنت کردن .قیافــت مظلومانه بود و آروم آه و ناله میکردی

 

بعضی وقتا مامانی رو اذیت میکنی و نمیخوابی .اونم مجبوره بیدار بمونه 

 

 

•••••• 

 

 

•••••• 

•••••• 

•••••• 

 

دوســتتون دارم 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۸ساعت 18:36 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

 

          عشق اولم  4 سال و 3 ماه شدنت مبـــارک

 

                                              و 

 

ماهان جونم هشتم آذر ،  2 ماهه شدنـــت مبـــارکــــ

 

از ابادان اومده بودید تا رسیدی داشتی اتفاقای اونجا رو از روز اول تعریف میکردی

* گفتی واسه امام حسین گریه کردی 

* توی مراسم کفشت گم شد

 

تا اومدی خونه رفتی سمت یخچال گفتی : عمه چرا واسم تیــت ( کیک ) درست نتردی

 

میوه تو یخچال گذاشتی گفتی فردا بیا بزارش زیر سرم یعنی فرشته مهلبون دوزاشته ( فرشته مهربون گذاشته )

 

داشتم حرفاتو واسه بقیه تعریف میکردم گفتی : خواهس میتونم تعریف نتون من تعریف کلدم 

 

مامانی داشت اتاقتو تمیز میکرد بعد از خستگی دراز کشید وهمون حین اومدی بالا دیدی مامانی دراز کشیده ، بغلش کردی بوسیدیش بعد که مامانی چشاشو باز کرد گفتی : اااا ماما تو زنده ای فک کلدم مولـــدی ( توزنده ای؟ فکر کردم مردی )

 

تومدرسه مامان جون داشتی با ماژیکا بازی میکردی گفتم خرابشون نکن مال مردمن.بعد ماژیک افتاد گفتی : عدیــدم بیا مال مـَردمی   

 

 

 

 

 

عــاشق هر سه تاتونم  

 

 

مـــاهان گلی 2 ماهه 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۰۹ساعت 0:7 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

سلام عزیزم

 

4 سال و دوماهه شدنت مبــارک

 

از وقتی داداش ماهان دنیــا اومد خیلی اخلاق و رفتارت عوض شده

 

همیشه مامان جون از سرکار ک برمیگرده واست خوراکی میاره اونوقت بهش میگی : مامان جون تو فلـشته ی مهربونی

 

دو سه روز بعد از به دنیا اومدن ماهان مریض شدی و تب شدید گرفتی و همه گفتن از ناراحتیه

 

خیلی شیطون شدی .هم داداشی رو دوست داری و هم اذیتش میکنی 

 

شبا وقتی داداشی بغل مامانیــه بیدار میشی و به مامانی میگی : تو مادر من نیســتی ؟؟

 

یه روز داشتم کار میکردم و شما اذیت میکردی بعدکه عصبانی شدی گفتی : بابام دیگه خواهل تو نیست و تو هم خواهل بابام نبــاش

 

گفتم بیا بشین پیش داداشی ازت عکس بگیرم ، یهو گفتی : چه عجب اوفتی بیــا ازت عکس بگیـــرم!!!!

 

به مامانی گفتی : وقتی بابایی منو دعوا میکنه بعد میبوستم یعنی دعوا تمون شد اما تو وقتی منو دعوا میکنی نمیبوسیم که بعنی دعوا تموم شده!!!

 

 

 

 

 تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

 

  تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

 

 تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد 

ایــــنم ماهان 10 روزه ی اخــمو  

 

 تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد 

 

 

 تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

مراسم شیرخوارگان  

 

تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

شب دهم محـــرم

 

تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی »وبلاگ قیصر

www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

 

 

قــربون جفتتون بشـــــم 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۱۴ساعت 23:43 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

 

 

گل های خونه ی بابامهدی                         

 

 

روز جهــانی کودکـــــ  مبــارکــــ

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۱۶ساعت 11:5 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

 

سلام عزیز دلم 

 

امــــــــــروز 8 مهر ماه 1393 ساعت یک ربع به چهار بعداز ظهر داداشیت با 3 کیلو وزن توبیمارستان 17 شهریور آبادان دنیـــــــا اومد

 

 

کوچولوی نازنیـــــــــــن تولــــــــــــدت مبـــــارکـــ

 

 

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳/۰۷/۰۸ساعت 23:58 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

 

  

 

 زنـــدگیم سلام

4 سال و 1 ماهه شدنت مبــــــــــــــارکـــ

 

نی نی عمه دنیــا اومد .اما وقتی دیدیش حالت گرفته شد:(  قربونت برم حق داری 

( اما ایـــنو بدون تو نوه ی اول هستی و عشق و زندگی همه ی ما و هیچکس جای تو رو نمیـــگیره )

 

یه روز مامانی داشت باهات حرف میزد گفتی : بزار راحــت باشم .آرامش ندارم

 

ایـــن روزا مامانی رو که میــخوای صدا بزنی میگی: مــــادر  

 

یــه شب کار بد کرده بودی و بابارضا دعوات کرد .تواتاق داشتی گریه میکردی بعد مامانی گفت بیــا لباساتو عوض کن .گفتی : مگه نمیبینی چشمام اشک دارن بزار خشک بشن بعد 

 

مامانی خون دماغ شده بود بعد گفتی : مامانی داری میمیری.مامانی گفت بعد دیگه ماما نداری ، گفتی: اسکال نداله بابایی هم مامانم میشه هم بابام بعد میریم قبلستـــون من گِــلیه می تونم بعد میخوابم رو قبرت بعد میایم خونه، نوشین و نگیــن میگن اِوا امیرحسین مادر نداره

 

یه مدت پروژه ی انتخاب اسم رو توخونه داشتیـــم .میگفتی: اسم نی نی رو امیــرحسین بزارید تا هر وقت صدام زدید دوتامون باهم بگیـــم بله.بعد گفتن نمیشه دوتا امیرحسین .گفتی: پس من چطور دوتا بابا دارم 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۰۷/۰۵ساعت 15:34 توسط ღ عمه ی امیرحسین ღ | |

Design By : عاشق بچه تپل